هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و آرزوهای بلندپروازانه خود میگوید. او به دنبال جاودانگی نیست، بلکه به لذتهای زودگذر مانند شراب در جامش بسنده میکند. با اسب همت سوار شده و ادعا میکند که میتواند از سر کون و مکان بگذرد. همچنین، خود را بهعنوان عنقایی میداند که صید دامش است و در میان بتپرستان، اگر آن کافر سعید برای لحظهای رام او شود، میتواند رام و آرام باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۸۰ - اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
چو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد ۱
نخواهم رفت چون خضر از پی آب بقا هرگز
که تا ممکن بود یک قطره می در جام من باشد ۲
سوارم گر گند بر اسب همت، عشق بی پروا
گذشتن از سر کون و مکان یک گام من باشد ۳
ندیدم هیچ گه خود را به کام خود گمان دارم
که عنقایی که می گویند صید دام من باشد ۴
میان بت پرستان رام رامی می توانم گفت
اگر یک لحظه آن کافر سعیدا رام من باشد ۵
چو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد ۱
نخواهم رفت چون خضر از پی آب بقا هرگز
که تا ممکن بود یک قطره می در جام من باشد ۲
سوارم گر گند بر اسب همت، عشق بی پروا
گذشتن از سر کون و مکان یک گام من باشد ۳
ندیدم هیچ گه خود را به کام خود گمان دارم
که عنقایی که می گویند صید دام من باشد ۴
میان بت پرستان رام رامی می توانم گفت
اگر یک لحظه آن کافر سعیدا رام من باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.