هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، خرد، نفس، و جدال بین خیر و شر میپردازد. شاعر از تشبیههایی مانند مرده در کفن برای توصیف اسارت در جسم و از گل و چمن برای بیان طراوت و زندگی استفاده میکند. همچنین، به قدرت عشق و سخن در زندهنگاهداشتن دل اشاره میشود و در نهایت، از رقابت و محبت در میان خلق خدا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸۱ - هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
چو مرده ای است که او زنده در کفن باشد ۱
گل از طراوت آب و هواست خندان روی
شکفتگی نه به اندازهٔ چمن باشد ۲
میان نفس [و] خرد گفتگوی ملک وجود
همان حدیث سلیمان [و] اهرمن باشد ۳
دل مرا سخن عشق زنده ساخته است
نمیرد آن که دلش عاشق سخن باشد ۴
چو آفتاب سیه قطعه ای است از شب تار
هر آن دلی که گرفتار جان و تن باشد ۵
ز بسکه از دل و جان دوستم به خلق خدا
محب خویش سعیدا رقیب من باشد ۶
چو مرده ای است که او زنده در کفن باشد ۱
گل از طراوت آب و هواست خندان روی
شکفتگی نه به اندازهٔ چمن باشد ۲
میان نفس [و] خرد گفتگوی ملک وجود
همان حدیث سلیمان [و] اهرمن باشد ۳
دل مرا سخن عشق زنده ساخته است
نمیرد آن که دلش عاشق سخن باشد ۴
چو آفتاب سیه قطعه ای است از شب تار
هر آن دلی که گرفتار جان و تن باشد ۵
ز بسکه از دل و جان دوستم به خلق خدا
محب خویش سعیدا رقیب من باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.