هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند نرگس، بلبل، سنبل و گل برای بیان احساسات و حالات درونی استفاده میکند. همچنین، مفاهیمی مانند فقر، قناعت، توکل و عشق در آن مطرح شدهاند. در بخشی از شعر، اشارهای به عید و میخوارگی نیز وجود دارد که به عاشقان و زخمهای عاطفی آنان مربوط میشود. در پایان، شاعر از خاطراتی درباره شهر کابل یاد میکند که دل او را تازه میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارهای به میخوارگی و زخمهای عاطفی وجود دارد که مناسبتر است برای سنین بالاتر ارائه شود.
شماره ۲۹۲ - پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد ۱
آن قدر در راه فقر و نیستی کردیم صبر
تا قناعت سبز گردید و توکل تازه شد ۲
شب سخن از پیچش آن زلف آمد در میان
خاطر مجروح ما را داغ کاکل تازه شد ۳
با هلال عید اشارت کرد سوی جام می
عاشقان را زخم شمشیر تغافل تازه شد ۴
دی جهان آرا و شهرآرا به یاد آمد مرا
دل سعیدا از خیال شهر کابل تازه شد ۵
شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد ۱
آن قدر در راه فقر و نیستی کردیم صبر
تا قناعت سبز گردید و توکل تازه شد ۲
شب سخن از پیچش آن زلف آمد در میان
خاطر مجروح ما را داغ کاکل تازه شد ۳
با هلال عید اشارت کرد سوی جام می
عاشقان را زخم شمشیر تغافل تازه شد ۴
دی جهان آرا و شهرآرا به یاد آمد مرا
دل سعیدا از خیال شهر کابل تازه شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می رقصد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.