هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف حالات مستی و وجد در یک بزم میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که با نواختن ساز و ریختن باده، حالتی چنان مستانه ایجاد کند که حتی عاقلان را به وجد آورد و دیوانگان را به رقص درآورد. همچنین، او به توصیف طبیعت و افلاک میپردازد که گویی در این مستی و شادی سهیم هستند. در پایان، شاعر از رازآلودگی انسان و جهان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد. بنابراین، این متن بیشتر مناسب مخاطبان نوجوان و بزرگسال است که توانایی درک مفاهیم عمیق و شاعرانه را دارند.
شماره ۲۹۳ - دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می رقصد
دگر ساقی به بزم ما چنان مستانه می رقصد
که عاقل وجد می آرد از او دیوانه می رقصد ۱
به جام باده هر دم دلنوازی ساز ای ساقی
که تا مستش کنی دیوانه استادانه می رقصد ۲
چنان مستانه مرغان چمن پرواز می آرند
که دام امروز در هر رهگذر با دانه می رقصد ۳
به دور دیگران افلاک دوران دگر دارد
همین در دور ما دوران دون طفلانه می رقصد ۴
فلک از چرخ کی افتد زمین از پای ننشیند
که در بزم جهان تا شیشه و پیمانه می رقصد ۵
نمی دانم که آدم در نهاد خود چه سر دارد
که نه گردون سعیدا بر سر این دانه می رقصد ۶
که عاقل وجد می آرد از او دیوانه می رقصد ۱
به جام باده هر دم دلنوازی ساز ای ساقی
که تا مستش کنی دیوانه استادانه می رقصد ۲
چنان مستانه مرغان چمن پرواز می آرند
که دام امروز در هر رهگذر با دانه می رقصد ۳
به دور دیگران افلاک دوران دگر دارد
همین در دور ما دوران دون طفلانه می رقصد ۴
فلک از چرخ کی افتد زمین از پای ننشیند
که در بزم جهان تا شیشه و پیمانه می رقصد ۵
نمی دانم که آدم در نهاد خود چه سر دارد
که نه گردون سعیدا بر سر این دانه می رقصد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می خلد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.