خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و اشتیاق سخن میگوید. شاعر از رسیدن نامههای معشوق، بازگشت خوشبختی، وصف معشوق، وصف عشق صادق و حقیقت وجودی جهان صحبت میکند. در پایان، شاعر به عزیزان خبر میدهد که سعید بینیاز بازگشته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۵ - به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
همای رفته ز بخت بلند باز آمد ۱
فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفت
چو دید قامت سرو تو سرفراز آمد ۲
بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرد
اگرچه مطرب عشق از ره حجاز آمد ۳
کسی است عاشق صادق که در شب هستی
چو صبح خوشدل و چون شمع جانگداز آمد ۴
جهانیان و جهان و جمادیان و نبات
حقیقتی است که در صورت مجاز آمد ۵
قسم به حضرت عزت که نازنینان را
خبر دهید سعیدای بی نیاز آمد ۶
همای رفته ز بخت بلند باز آمد ۱
فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفت
چو دید قامت سرو تو سرفراز آمد ۲
بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرد
اگرچه مطرب عشق از ره حجاز آمد ۳
کسی است عاشق صادق که در شب هستی
چو صبح خوشدل و چون شمع جانگداز آمد ۴
جهانیان و جهان و جمادیان و نبات
حقیقتی است که در صورت مجاز آمد ۵
قسم به حضرت عزت که نازنینان را
خبر دهید سعیدای بی نیاز آمد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - خارخار دل کجا در دیدهٔ ما می خلد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.