هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و زیبایی طبیعت و انسان سخن میگوید، با تصاویری مانند سرو خرامان، گل و فاخته. همچنین به مفاهیمی مانند کمال، نقصان، و رنجهای زندگی اشاره دارد. شاعر با بیانی لطیف، احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی در شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و کمال نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند.
شماره ۲۹۶ - باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
باز تا در چمن آن سرو خرامان آمد
رنگ بر روی گل و فاخته را جان آمد ۱
راست گویم که ورا سرو خطا گفتم کج
نخل عمری است که در صورت انسان آمد ۲
هر که از اصل خود آگاه بود دم نزند
که کمال همه از غایت نقصان آمد ۳
بسکه خون جگر از مادر گیتی خورده است
طفل از آن است که با دیدهٔ گریان آمد ۴
دوش بر خاک سعیدا قدم خویش نهاد
به نظر نور و به دل صبر و به تن جان آمد ۵
رنگ بر روی گل و فاخته را جان آمد ۱
راست گویم که ورا سرو خطا گفتم کج
نخل عمری است که در صورت انسان آمد ۲
هر که از اصل خود آگاه بود دم نزند
که کمال همه از غایت نقصان آمد ۳
بسکه خون جگر از مادر گیتی خورده است
طفل از آن است که با دیدهٔ گریان آمد ۴
دوش بر خاک سعیدا قدم خویش نهاد
به نظر نور و به دل صبر و به تن جان آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - ز هجرش جان به کار آمد نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.