هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، جنون، بیقراری، و رنجهای روحی میپردازد. شاعر از دریای جنون، بیقراری عشق، و رنجهای درویشان سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عقل و جنون، عشق و فداکاری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و جنون نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۳۰۹ - موج دریای جنون کی دست بر دل می زند
موج دریای جنون کی دست بر دل می زند
می کشد میدان و هر دم سر به ساحل می زند ۱
پاسبان ماست چون افلاس هر جا می رویم
نیست عاقل آن که با ما می رود دل می زند ۲
بی قرار عشق را آرام در فردوس نیست
سالک این راه پشت پا به منزل می زند ۳
از رباط کهنهٔ خود ای فلک غافل مباش
دایماً درویش بر دیوار خود گل می زند ۴
دل سعیدا طرفه بی باکی است در میدان عشق
همچو جوهر خویش را بر تیغ قاتل می زند ۵
می کشد میدان و هر دم سر به ساحل می زند ۱
پاسبان ماست چون افلاس هر جا می رویم
نیست عاقل آن که با ما می رود دل می زند ۲
بی قرار عشق را آرام در فردوس نیست
سالک این راه پشت پا به منزل می زند ۳
از رباط کهنهٔ خود ای فلک غافل مباش
دایماً درویش بر دیوار خود گل می زند ۴
دل سعیدا طرفه بی باکی است در میدان عشق
همچو جوهر خویش را بر تیغ قاتل می زند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - [تیر] ماهت فصل نوروزی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.