هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از شمع به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد میکند. شمع با سوختن خود، روشنایی میبخشد و در حالی که بر حال خود گریه میکند، به دیگران خنده میکند. عشق، فرد را از قید دو جهان آزاد میکند و در عین حال، او را بندهٔ خود میسازد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند جود و بخشش، طاعت و زهد، و عشق زمینی و آسمانی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۴ - رمزی است این که شمع فروزنده می کند
رمزی است این که شمع فروزنده می کند
بر حال خویش گریه به ما خنده می کند ۱
نازم به فکر شمع و صفای ضمیر او
روشن چراغ مردهٔ خود زنده می کند ۲
آزاد می کند ز دو کونش نگاه عشق
آن را که در محبت خود بنده می کند ۳
مانی تصوری [چو تو] خواهد کشد بدل
او را خیال عکس تو شرمنده می کند ۴
در چشم جود، خرمن طاعت به نیم جو
زاهد چرا ذخیرهٔ آینده می کند ۵
در دل هوای زلف، سعیدا گرفته جا
زان رو خیال های پراکنده می کند ۶
بر حال خویش گریه به ما خنده می کند ۱
نازم به فکر شمع و صفای ضمیر او
روشن چراغ مردهٔ خود زنده می کند ۲
آزاد می کند ز دو کونش نگاه عشق
آن را که در محبت خود بنده می کند ۳
مانی تصوری [چو تو] خواهد کشد بدل
او را خیال عکس تو شرمنده می کند ۴
در چشم جود، خرمن طاعت به نیم جو
زاهد چرا ذخیرهٔ آینده می کند ۵
در دل هوای زلف، سعیدا گرفته جا
زان رو خیال های پراکنده می کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۳ - لعلش که کار بوسه به انداز می کند
گوهر بعدی:شماره ۳۱۵ - آن ماهوش که در همه جا جلوه می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.