هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و دل‌بستگی شاعر به معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گیسوی معشوق، رخسار او و بوی گل، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از روزهایی یاد می‌کند که دل در گرو عشق معشوق داشت و از غم و شادی این عشق می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌های ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۳۲۳ - ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود

ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
در غم روی تو آشفته تر از موی تو بود ۱

دل به هر تار سر زلف تو می زد چنگی
چه کند شاهد عادل به میان روی تو بود ۲

آن که آتش به جهان در زد و عالم را سوخت
گفتگوی رخ زیبای تو و خوی تو بود ۳

بوی کردم گل و از کار شدم صبحدمی
ظاهراً در نفس باد صبا بوی تو بود ۴

کی نظر جانب آهوی حرم تیز کند
هر که یک روز هواخواه سگ گوی تو بود؟ ۵

یاد آن روز که سودای سر زلف تو داشت
دل آشفته سعیدا گل شب بوی تو بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - دیدم به چشم سر، که سکندر نشسته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.