هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و شوریدگی سخن میگوید، با اشارههایی به طبیعت (گل و لاله)، عشق زمینی و عرفانی، و همچنین ارجاع به شهدای کربلا. شاعر از جنون عشق، الفت ناشناخته، و تأثیر عمیق معشوق بر خود میسراید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات تاریخی و نمادین (مانند کربلا) که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۳۴۷ - مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
که باز شور و جنون در دماغ ما جوشید ۱
عنان ز گرد تو شد ابلق نظر را گرم
غبار کوی تو گویا به توتیا جوشید ۲
چه الفت است خدایا که او به من دارد
کسی ندیده به بیگانه آشنا جوشید ۳
حنا به آن کف پا رو به رو نشد هرگز
بسی به خون شهیدان کربلا جوشید ۴
به روی یار سعیدا سخن به عکس مگوی
که خون شرم در آیینهٔ حیا جوشید ۵
که باز شور و جنون در دماغ ما جوشید ۱
عنان ز گرد تو شد ابلق نظر را گرم
غبار کوی تو گویا به توتیا جوشید ۲
چه الفت است خدایا که او به من دارد
کسی ندیده به بیگانه آشنا جوشید ۳
حنا به آن کف پا رو به رو نشد هرگز
بسی به خون شهیدان کربلا جوشید ۴
به روی یار سعیدا سخن به عکس مگوی
که خون شرم در آیینهٔ حیا جوشید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.