هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق به معشوق، جدایی از تعلقات دنیوی، و سلوک روحانی میپردازد. شاعر از دشواریهای راه عشق و رسیدن به معشوق حرف میزند و تأکید میکند که بدون رها کردن تعلقات دنیوی، نمیتوان به وصال رسید. همچنین، به تضادهای درونی انسان و ناتوانی در بیدار کردن غافلان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی مانند 'گاه تسبیح به کف دارم و گاهی زنار' نیاز به دانش پیشینهای از فرهنگ و ادبیات عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۳۵۲ - بی صفت گر شود این جان علایق آثار
بی صفت گر شود این جان علایق آثار
سایهٔ سر نکنم جز الف قامت یار ۱
هر نفس دل به تو راه دگری می یابد
چارهٔ کوی تو بیرون بود از حد شمار ۲
بحر را کشتی ما موج صفت می گردد
که رود تا به میان گاه بیاید به کنار ۳
دم فروبند و به من راه سخن را واکن
که کشد از نفس آیینهٔ طبعم آزار ۴
گه خدا دانم و گاهی به خدا نادانم
گاه تسبیح به کف دارم و گاهی زنار ۵
ترک جانان نکنی ترک جهان نتوانی
هر که از سر گذرد می گذرد از دستار ۶
غافلان را نتوان کرد سعیدا آگاه
هر که را خواب عدم برد نگردد بیدار ۷
سایهٔ سر نکنم جز الف قامت یار ۱
هر نفس دل به تو راه دگری می یابد
چارهٔ کوی تو بیرون بود از حد شمار ۲
بحر را کشتی ما موج صفت می گردد
که رود تا به میان گاه بیاید به کنار ۳
دم فروبند و به من راه سخن را واکن
که کشد از نفس آیینهٔ طبعم آزار ۴
گه خدا دانم و گاهی به خدا نادانم
گاه تسبیح به کف دارم و گاهی زنار ۵
ترک جانان نکنی ترک جهان نتوانی
هر که از سر گذرد می گذرد از دستار ۶
غافلان را نتوان کرد سعیدا آگاه
هر که را خواب عدم برد نگردد بیدار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۱ - شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
گوهر بعدی:شماره ۳۵۳ - شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.