خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به ماهیت عشق حقیقی و دردها و رنجهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی همراه با رنج، سوختن، و از خود گذشتگی است و تنها کسانی که این درد را تحمل کنند، به حقیقت عشق دست مییابند. همچنین اشارهای به داستانهای عرفانی مانند مجنون و لیلی و منصور حلاج دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و از خود گذشتگی در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۱ - لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
لاله و صد برگ رعنا نیست در گلزار عشق
داغ نومیدی است زیب گوشهٔ دستار عشق ۱
بس کساد افتاده است این جا قماش خودنما
نیست سودا غیر ترک خویش در بازار عشق ۲
سوختن کشتن به آب انداختن بر هم زدن
از ازل این است تا روز قیامت کار عشق ۳
حشر از پا افتد و معزول گردد نفخ صور
گر نوازد مطرب تقدیر موسیقار عشق ۴
در علاج درد مجنون ای حکیم اجزا مکوب
بی شراب وصل صحت کی شود بیمار عشق؟ ۵
رقص دارد بر دم شمشیر خون کشتگان
کی سر منصور زحمت می کشد بر دار عشق؟ ۶
از تمنای تجلی نی مرادش خلق بود
بلکه اثبات حقیقت بود در تکرار عشق ۷
راز خود خود فاش می سازد سعیدا [مشک عشق]
ورنه کی باشد کسی را طاقت اظهار عشق؟ ۸
داغ نومیدی است زیب گوشهٔ دستار عشق ۱
بس کساد افتاده است این جا قماش خودنما
نیست سودا غیر ترک خویش در بازار عشق ۲
سوختن کشتن به آب انداختن بر هم زدن
از ازل این است تا روز قیامت کار عشق ۳
حشر از پا افتد و معزول گردد نفخ صور
گر نوازد مطرب تقدیر موسیقار عشق ۴
در علاج درد مجنون ای حکیم اجزا مکوب
بی شراب وصل صحت کی شود بیمار عشق؟ ۵
رقص دارد بر دم شمشیر خون کشتگان
کی سر منصور زحمت می کشد بر دار عشق؟ ۶
از تمنای تجلی نی مرادش خلق بود
بلکه اثبات حقیقت بود در تکرار عشق ۷
راز خود خود فاش می سازد سعیدا [مشک عشق]
ورنه کی باشد کسی را طاقت اظهار عشق؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - بیرون ز عقل هاست در این جا شمار عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.