این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به قدرت و تأثیر عشق در تغییر حالات و شرایط مختلف زندگی میپردازد. عشق در این شعر به عنوان نیرویی توصیف شده است که میتواند غم را به شادی، تاریکی را به نور، و حتی دشمنان را به دوستان تبدیل کند. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان انسان سخن میگوید و آن را به عناصری مانند طوفان، دریا، آتش، و گلستان تشبیه میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و مفاهیم مورد استفاده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۴۳۰ - گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
کاسهٔ آب دلم را بحر عمان کرد عشق ۱
سوخت ما را گرچه از غم لیک جانان را گداخت
کس به تن هرگز نسازد آنچه با جان کرد عشق ۲
باعث تشویش معشوق است جوش عاشقان
از هجوم بلبلان گل را پریشان کرد عشق ۳
خادم طفل کلیسا ساخت چندین شیخ را
ای بسا فرعون را موسای عمران کرد عشق ۴
گاه خود را می زند بر آتش و گاهی بر آب
کس نمی داند که با عاشق چه فرمان کرد عشق ۵
در شبستان گنه ما را ز مهر خویشتن
روشناس مرد و زن چون ماه تابان کرد عشق ۶
معنی «یا نار کونی» نیست مخصوص خلیل
آتشی بر هر که زد آخر گلستان کرد عشق ۷
بلبل طبعم سعیدا پیش از این خاموش بود
در تماشای گل رویی غزلخوان کرد عشق ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.