هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از رنجهای عشق و ستمهای روزگار سخن میگوید. شاعر از درد دل، غم، و جفای چرخ فلک شکایت میکند و به عشق و فداکاری در راه آن اشاره دارد. همچنین، از پاکی دل و دامن و همت والای انسان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفای روزگار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۳۷ - کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
دیده ای کو که نباشد ز جفایش نمناک ۱
از لگدکوب زمین را به زمان پردازم
می زنم چرخ که در چرخ درآید افلاک ۲
لاله گردیدم و رعنا شدم و گل گشتم
سینه ام داغ و رخم زرد و گریبان صد چاک ۳
جگر شیر شود آب در آن حلقهٔ زلف
چیست دل تا نشود خون به خم آن فتراک ۴
تا به لطف سخن ما برسی می باید
خردی تیز و دل نازک و طبع چالاک ۵
ای فلک پست مبین همت انسان را باش
تا کجا رقص کنان می رود این ذره به خاک ۶
چون دو آیینهٔ بی زنگ بود روی به روی
نظر پاک ز من از تو دل و دامن پاک ۷
گرچه در عشق سعیدا همه خون است ولیک
هر که سر داد در این راه از آن راه چه باک ۸
دیده ای کو که نباشد ز جفایش نمناک ۱
از لگدکوب زمین را به زمان پردازم
می زنم چرخ که در چرخ درآید افلاک ۲
لاله گردیدم و رعنا شدم و گل گشتم
سینه ام داغ و رخم زرد و گریبان صد چاک ۳
جگر شیر شود آب در آن حلقهٔ زلف
چیست دل تا نشود خون به خم آن فتراک ۴
تا به لطف سخن ما برسی می باید
خردی تیز و دل نازک و طبع چالاک ۵
ای فلک پست مبین همت انسان را باش
تا کجا رقص کنان می رود این ذره به خاک ۶
چون دو آیینهٔ بی زنگ بود روی به روی
نظر پاک ز من از تو دل و دامن پاک ۷
گرچه در عشق سعیدا همه خون است ولیک
هر که سر داد در این راه از آن راه چه باک ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۶ - بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
گوهر بعدی:شماره ۴۳۸ - منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.