خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به مفاهیم عرفانی و اخلاقی میپردازد. شاعر از ارزشهای معنوی مانند قناعت، جهاد با نفس، و دوری از تعلقات دنیوی سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند تقدیر، تلاش در راه حق، و بیاعتباری دنیا اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۴۰ - عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
اهل دل را از لباس پاره نبود عار و ننگ ۱
خرقهٔ پر پنبهٔ ما عالمی را داغ کرد
می گذارد پنبه هر شب ماه بر دوش پلنگ ۲
[کشتی] را چون قضا خواهد شکستن حاضر است
تیشه بر دندان ماهی اره بر پشت نهنگ ۳
در طلب سستی و می گویی که مطلوبم کجاست
ورنه پیدا می توان کردن خدای خود ز سنگ ۴
نیست الفت با غریبان، دور را هرگز که خود
بر سرش گل می زند بر شیشهٔ افتاده سنگ ۵
اهل دل دایم سعیدا در جهاد اکبرند
صلحشان با دشمن است و کارشان با خویش جنگ ۶
اهل دل را از لباس پاره نبود عار و ننگ ۱
خرقهٔ پر پنبهٔ ما عالمی را داغ کرد
می گذارد پنبه هر شب ماه بر دوش پلنگ ۲
[کشتی] را چون قضا خواهد شکستن حاضر است
تیشه بر دندان ماهی اره بر پشت نهنگ ۳
در طلب سستی و می گویی که مطلوبم کجاست
ورنه پیدا می توان کردن خدای خود ز سنگ ۴
نیست الفت با غریبان، دور را هرگز که خود
بر سرش گل می زند بر شیشهٔ افتاده سنگ ۵
اهل دل دایم سعیدا در جهاد اکبرند
صلحشان با دشمن است و کارشان با خویش جنگ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.