خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه دربارهٔ اهمیت دل و عشق الهی است. شاعر بیان میکند که اگر فردی از اسرار دل آگاه شود، دیگر به دنیا و مادیات توجهی نخواهد داشت. در این مسیر، عشق و فداکاری ضروری است و تنها صاحبدلان میتوانند این راه سخت را طی کنند. همچنین، اشارهای به مجنون و لیلی شده که نماد عشق بیپایان هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۴۷ - گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
حال دنیا و مافیها کنی در کار دل ۱
از تماشای دو عالم چشم می بستی دگر
گر تو بینا می شدی بر دیدهٔ بیدار دل ۲
زهرهٔ شیران شود آب از پی اش در راه عشق
بی جگر کی می تواند بود یک دم یار دل ۳
عرش می لرزد ز آه سینهٔ صاحبدلان
زینهار ای دل نیفتی در پی آزار دل ۴
بار مجنون کی تواند ناقهٔ لیلی کشید
طرفه سنگین است در راه محبت بار دل ۵
عمرها شد بر در دل کار او رفت است و روب
ای خدایا بر سعیدا وانما دیدار دل ۶
حال دنیا و مافیها کنی در کار دل ۱
از تماشای دو عالم چشم می بستی دگر
گر تو بینا می شدی بر دیدهٔ بیدار دل ۲
زهرهٔ شیران شود آب از پی اش در راه عشق
بی جگر کی می تواند بود یک دم یار دل ۳
عرش می لرزد ز آه سینهٔ صاحبدلان
زینهار ای دل نیفتی در پی آزار دل ۴
بار مجنون کی تواند ناقهٔ لیلی کشید
طرفه سنگین است در راه محبت بار دل ۵
عمرها شد بر در دل کار او رفت است و روب
ای خدایا بر سعیدا وانما دیدار دل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - نگهش خاطر آگاه نماند در دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.