هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر است که در مسیر عشق و رسیدن به معشوق، رنجها و تلاشهای بسیاری را متحمل شده است. شاعر از ناکامیها و دردهای عشق میگوید و اشاره میکند که هرچه بیشتر در تلاش برای رسیدن به معشوق بوده، بیشتر در غم و اندوه فرو رفته است. همچنین، او به بیاثری تلاشهایش و ماندگاری خاطرات عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۴۶۶ - گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم ۱
فزونتر می شود غم هر که در تدبیر می افتد
زدم چون دست و پا از وهم در گل بیشتر رفتم ۲
ز روی سنگ نقش کنده هرگز برنمی خیزد
در این اندیشه ام از یاد آن دل چون به در رفتم ۳
چو بدمستی قیامت بیند و از خواب برخیزد
لبی خشک آمدم در عالم و با چشم تر رفتم ۴
نه چون خورشید سیرانم سعیدا بی اثر باشد
نخواهم رفت از دل ها چه شد گر از نظر رفتم ۵
من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم ۱
فزونتر می شود غم هر که در تدبیر می افتد
زدم چون دست و پا از وهم در گل بیشتر رفتم ۲
ز روی سنگ نقش کنده هرگز برنمی خیزد
در این اندیشه ام از یاد آن دل چون به در رفتم ۳
چو بدمستی قیامت بیند و از خواب برخیزد
لبی خشک آمدم در عالم و با چشم تر رفتم ۴
نه چون خورشید سیرانم سعیدا بی اثر باشد
نخواهم رفت از دل ها چه شد گر از نظر رفتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۵ - همچو بلبل آشیان گر در چمن می داشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۷ - رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.