هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اندوه خود سخن میگوید. او از بیقراری و سکون درونی خود، سردی روزگار و دلسردیاش مینالد. با وجود درد و رنج، اشکهایش را پنهان میکند و مانند صدف، درد را در سینه نگه میدارد. او خود را با مجنون مقایسه نمیکند، بلکه اضطرابی ساکن دارد. شاعر از بیوفایی زمانه و گذر سریع عمر گله میکند و در نهایت، خیال معشوق را در دل خود زنده نگه میدارد، گویی در ویرانهای آفتابی ساکن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۸۰ - به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
چو بخت خویشتن امروز خواب ساکنی دارم ۱
ز سردی های اوضاع فلک طبعم نمی جوشد
در این مینای سنگین دل شراب ساکنی دارم ۲
نمی ریزم به روی خاک هر در اشک حاجت را
صدف آسا درون سینه آب ساکنی دارم ۳
چو کوه از جای خود در دامن صحرا نمی جنبم
نه مجنونم سرابم اضطراب ساکنی دارم ۴
ز یاد اهل رفتنم را کس نمی بیند
چو عمر بی وفا من هم شتاب ساکنی دارم ۵
به یاد خال آن عارض که صد خرمن ز دل دارد
چو مور تنگدل با خود حساب ساکنی دارم ۶
خیال روی او از دل سعیدا برنمی خیزد
در این ویرانه دایم آفتاب ساکنی دارم ۷
چو بخت خویشتن امروز خواب ساکنی دارم ۱
ز سردی های اوضاع فلک طبعم نمی جوشد
در این مینای سنگین دل شراب ساکنی دارم ۲
نمی ریزم به روی خاک هر در اشک حاجت را
صدف آسا درون سینه آب ساکنی دارم ۳
چو کوه از جای خود در دامن صحرا نمی جنبم
نه مجنونم سرابم اضطراب ساکنی دارم ۴
ز یاد اهل رفتنم را کس نمی بیند
چو عمر بی وفا من هم شتاب ساکنی دارم ۵
به یاد خال آن عارض که صد خرمن ز دل دارد
چو مور تنگدل با خود حساب ساکنی دارم ۶
خیال روی او از دل سعیدا برنمی خیزد
در این ویرانه دایم آفتاب ساکنی دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۹ - به دل، داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۱ - تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.