هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس ناتوانی و سکون درونی خود سخن می‌گوید. او با تصاویری مانند بید لرزان، زمین بی‌قرار و آسمان ساکن، ضعف خود را در بیان احساسات و کنترل زندگی نشان می‌دهد. همچنین، از امیدواری به آینده و حضور همیشگی غم در زندگی خود یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، موضوعات غم و ناتوانی مطرح شده در آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد.

شماره ۴۸۱ - تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم

تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
زمین بی قرار و آسمان ساکنی دارم ۱

نمی آید ز ضعف تن، خدنگ آه من تا لب
که از دست توانایی کمان ساکنی دارم ۲

چو گل در غنچهٔ طبعم به صد رنگ است حرف اما
به هنگام سخن گفتن زبان ساکنی دارم ۳

چو تصویرم نباشد اختیار پیش و پس رفتن
به دست نارسای خود عنان ساکنی دارم ۴

نه چون بلبل دل هر غنچه را خون کرده ام دایم
نسیم آسا به گوش گل فغان ساکنی دارم ۵

به امیدی که بوی پیرهن از مصر می آید
در این وادی به هر جا کاروان ساکنی دارم ۶

سعیدا هیچ گه بی غم ندیدم خاطر خود را
در این ویرانه دایم میهمان ساکنی دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۰ - به بوی زلف جانان پیچ و تاب ساکنی دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۲ - به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.