هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنجهای راه عشق، و پایداری در این مسیر است. شاعر از سختیهای راه عشق میگوید و اینکه با وجود همه موانع، عشق در دلش ساکن است. همچنین، اشارهای به گذر زمان و تغییر فصلها دارد که نمادی از تحولات درونی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۸۲ - به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
چو پای مور در این ره صدای ساکنی دارم ۱
رفاقت با چو من مشکل بود کس را در این وادی
که دستی بر کمر چون کوه و پای ساکنی دارم ۲
به هر دم [آرزویی] سد راه خویش می بینم
چو می آیم به سرمنزل هوای ساکنی دارم ۳
نمی ماند نهان در خاک مشت استخوان من
که چون همت به دوش خود همای ساکنی دارم ۴
چه شد چون غنچه اوراق دل من گر پریشان شد
درون پردهٔ دل دلربای ساکنی دارم ۵
نمی دانم سعیدا کی خزان رفت و بهار آمد
در این وادی چو نی برگ و نوای ساکنی دارم ۶
چو پای مور در این ره صدای ساکنی دارم ۱
رفاقت با چو من مشکل بود کس را در این وادی
که دستی بر کمر چون کوه و پای ساکنی دارم ۲
به هر دم [آرزویی] سد راه خویش می بینم
چو می آیم به سرمنزل هوای ساکنی دارم ۳
نمی ماند نهان در خاک مشت استخوان من
که چون همت به دوش خود همای ساکنی دارم ۴
چه شد چون غنچه اوراق دل من گر پریشان شد
درون پردهٔ دل دلربای ساکنی دارم ۵
نمی دانم سعیدا کی خزان رفت و بهار آمد
در این وادی چو نی برگ و نوای ساکنی دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - من دورم و من دورم مهجورم و مهجورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.