هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان عشق و شیفتگی خود به معشوق میپردازد و از بیقراری و بیتابی خود در این راه سخن میگوید. او از نگاه نکردن فلک به سویش و تغافل معشوق شکایت دارد، اما با این حال عشق را پدیدهای میداند که در هر ظهور، جلوهای تازه دارد. شاعر همچنین به صبر و توکل خود اشاره میکند و بیان میکند که از مسیر درست خارج نشده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین استفاده از اصطلاحات و استعارات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۹۰ - بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
قربان شوم تو را چه کنم بی تحملم ۱
یک ساغر شراب میسر اگر شود
در بزم روزگار ز اهل تجملم ۲
دزدیده هم نکرده فلک سوی من نظر
در روزگار، سرمهٔ چشم تغافلم ۳
در هر ظهور عشق ظهوری دگر کند
در شهر و کوچه ها سگ و در باغ بلبلم ۴
تا مرغ دل ز دانهٔ خالش طمع برید
نی در شکنج زلف نه در قید کاکلم ۵
از جا به هیچ باب سعیدا نرفته ام
چون خانه زاد صبر و مرید توکلم ۶
قربان شوم تو را چه کنم بی تحملم ۱
یک ساغر شراب میسر اگر شود
در بزم روزگار ز اهل تجملم ۲
دزدیده هم نکرده فلک سوی من نظر
در روزگار، سرمهٔ چشم تغافلم ۳
در هر ظهور عشق ظهوری دگر کند
در شهر و کوچه ها سگ و در باغ بلبلم ۴
تا مرغ دل ز دانهٔ خالش طمع برید
نی در شکنج زلف نه در قید کاکلم ۵
از جا به هیچ باب سعیدا نرفته ام
چون خانه زاد صبر و مرید توکلم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۹ - ندارد منت بار لباس از هیچ کس دوشم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۱ - حال من این است غیر حال ندانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.