هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی سخن میگوید، با طنز و طعنه به کفر و ایمان اشاره میکند و خود را درگیر احساسات پرشور و آشوبزده نشان میدهد. او از فداکاری جان برای معشوق، بیاعتنایی به جهان و پناه بردن به بیابان میگوید و در نهایت، عشق را بر همه چیز ترجیح میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند طعنه به کفر و ایمان یا بیاعتنایی به جهان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۳ - باز حرف از ناز خوبان می زنم
باز حرف از ناز خوبان می زنم
طعنه ها بر کفر و ایمان می زنم ۱
همچو زلف از مصحف روی بتان
بعد از این فال پریشان می زنم ۲
می کنم جان را بر آن لب پیشکش
سنگ بر لعل بدخشان می زنم ۳
نیستم آنگاره لیک انگاره را
تا شوم هموار، سوهان می زنم ۴
گر در و دیوار از دستم شکست
بعد از این سر در بیابان می زنم ۵
شیشه ام چون ابر گر پر می شود
خیمه در صحن گلستان می زنم ۶
کشور جانان سعیدا رو نمود
پشت پا بر عالم جان می زنم ۷
طعنه ها بر کفر و ایمان می زنم ۱
همچو زلف از مصحف روی بتان
بعد از این فال پریشان می زنم ۲
می کنم جان را بر آن لب پیشکش
سنگ بر لعل بدخشان می زنم ۳
نیستم آنگاره لیک انگاره را
تا شوم هموار، سوهان می زنم ۴
گر در و دیوار از دستم شکست
بعد از این سر در بیابان می زنم ۵
شیشه ام چون ابر گر پر می شود
خیمه در صحن گلستان می زنم ۶
کشور جانان سعیدا رو نمود
پشت پا بر عالم جان می زنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - از حال من مپرس [و] ندامت کشیدنم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - به هر چمن که وصال تو را خیال کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.