هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و محبت به معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که بدون محبت زندگی بیمعناست. او از پایبندی به معشوق و فداکاری در راه عشق میگوید و حتی در سختیها به دنبال راهحلی برای حفظ این عشق است. شاعر همچنین از آزادی و گستردگی در میدان عشق سخن میگوید و خود را در این مسیر پیروز میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۹ - با بتان من عشقبازی می کنم
با بتان من عشقبازی می کنم
عشق را من دلنوازی می کنم ۱
بی محبت هر که میرد کافر است
هست تا جان عشقبازی می کنم ۲
تا نیازی هست پیش او مرا
پیش غیرش بی نیازی می کنم ۳
گر برد بالا به پایش اوفتم
پست سازد سرفرازی می کنم ۴
دلق من از گریه تر شد خوب شد
خرقهٔ خود را نمازی می کنم ۵
در محبت چاره ای با آن که نیست
باز فکر چاره سازی می کنم ۶
ساحت میدان وسیع افتاده است
من سعیدا ترکتازی می کنم ۷
عشق را من دلنوازی می کنم ۱
بی محبت هر که میرد کافر است
هست تا جان عشقبازی می کنم ۲
تا نیازی هست پیش او مرا
پیش غیرش بی نیازی می کنم ۳
گر برد بالا به پایش اوفتم
پست سازد سرفرازی می کنم ۴
دلق من از گریه تر شد خوب شد
خرقهٔ خود را نمازی می کنم ۵
در محبت چاره ای با آن که نیست
باز فکر چاره سازی می کنم ۶
ساحت میدان وسیع افتاده است
من سعیدا ترکتازی می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۸ - همچو گل راز درون خود نمایان می کنم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۰ - می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.