هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود سخن میگوید، از رنجها و غمهایش که مانند لاله از خون دلش رنگ گرفته است. او خود را با فلک و زمین مقایسه میکند و از دوگانگی ظاهر و باطن خود میگوید. با وجود نوشیدن باده، دلش آرام نمیگیرد و از شادیهای ظاهری نیز غمگین است. او از پیروی همیشگی از شاه سخن میگوید و آرزو میکند که در باغ سعید بسته شود تا از خارهای ندامت در امان بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰۰ - می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
من که چون لاله ز خون دل خود رنگینم ۱
چون فلک نی به هوای دل خود در چرخم
چون زمین بار جهان می کشم و تسکینم ۲
ظاهرم رنگ دگر دارد و باطن دیگر
بدنم گرچه ز خاک است به جان سنگینم ۳
باده چون نوشم و دلجمع چسان بنشینم
من که از شادی بسیار چو گل غمگینم ۴
فرس فکر نرانم به هوای رخ کس
دایماً پیروی شاه کند فرزینم ۵
بسته بادا در آن باغ سعیدا بر من
که خلد خار ندامت به کف گلچینم ۶
من که چون لاله ز خون دل خود رنگینم ۱
چون فلک نی به هوای دل خود در چرخم
چون زمین بار جهان می کشم و تسکینم ۲
ظاهرم رنگ دگر دارد و باطن دیگر
بدنم گرچه ز خاک است به جان سنگینم ۳
باده چون نوشم و دلجمع چسان بنشینم
من که از شادی بسیار چو گل غمگینم ۴
فرس فکر نرانم به هوای رخ کس
دایماً پیروی شاه کند فرزینم ۵
بسته بادا در آن باغ سعیدا بر من
که خلد خار ندامت به کف گلچینم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - با بتان من عشقبازی می کنم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - نفع، آن است که من نافع خود می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.