خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان دیدگاه فلسفی و عرفانی خود درباره خودشناسی و تقدیر میپردازد. او معتقد است که هر آنچه در زندگی میبیند، بازتابی از طالع و سرنوشت خودش است و خود را تابع خویشتن میداند. همچنین، او از کشمکش با هستی موهوم و محدودیتهای خود سخن میگوید، اما با وجود پریشانی، خود را در همهجا حاضر و جامع میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۰۱ - نفع، آن است که من نافع خود می بینم
نفع، آن است که من نافع خود می بینم
صنعت آن است که من صانع خود می بینم ۱
زلف یا بخت سیه یا مه تابان یا مهر
هر چه رو می دهد از طالع خود می بینم ۲
چون توانم که دگر پیشرو کس باشم
من که خود را تبع تابع خود می بینم ۳
کشت این هستی موهومه که از دیدن باز
خویش را در همه جا مانع خود می بینم ۴
با وجودی که پریشان نظرم می گویند
چون سعیدا همه جا جامع خود می بینم ۵
صنعت آن است که من صانع خود می بینم ۱
زلف یا بخت سیه یا مه تابان یا مهر
هر چه رو می دهد از طالع خود می بینم ۲
چون توانم که دگر پیشرو کس باشم
من که خود را تبع تابع خود می بینم ۳
کشت این هستی موهومه که از دیدن باز
خویش را در همه جا مانع خود می بینم ۴
با وجودی که پریشان نظرم می گویند
چون سعیدا همه جا جامع خود می بینم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۰ - می سزد گر کله خویش به سر کج بینم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۲ - من نه این آب روان از لب جو می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.