خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به توصیف عشق و حضور معشوق در همه چیز میپردازد. او در طبیعت، در جام و شیشه، و در همه چیز جلوههای معشوق را میبیند. همچنین، به وفاداری و دوستی اشاره میکند و اینکه همه چیز را با نگاهی عاشقانه مینگرد. در پایان، شکرگزاری میکند که همه چیز را به عنوان تجلی معشوق میبیند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۵۰۲ - من نه این آب روان از لب جو می بینم
من نه این آب روان از لب جو می بینم
نفس اوست که من از دم او می بینم ۱
آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد
گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم ۲
با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش
هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم ۳
توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه
تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم ۴
هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست
چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم ۵
نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام
شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم ۶
نفس اوست که من از دم او می بینم ۱
آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد
گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم ۲
با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش
هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم ۳
توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه
تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم ۴
هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست
چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم ۵
نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام
شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - نفع، آن است که من نافع خود می بینم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - من ز جا از سخن جنت مأوا نروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.