هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از ناسپاسی و بیتوجهی انسانها نسبت به نعمتها و دوستان وفادار شکایت میکند. او اشاره میکند که درگیر حوادث زندگی شدهاند و به جای توجه به حقایق، درگیر تفکرات بیهوده هستند. همچنین، از بیوفایی و عدم درک صحیح از زندگی گله میکند و خود را درگیر ظواهر و قیاسهای بیجا میبینند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۰۷ - نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
شکر از یاران همین ما خودشناس افتاده ایم ۱
خامهٔ ما در ره سیل حوادث گشته راست
ما چرا بیهوده در فکر اساس افتاده ایم ۲
پای در بحر سماع ننهاده برگردیده ایم
چشم را پوشیده در چاه قیاس افتاده ایم ۳
عمرها شد روی مهر از ماهرویان رو نداد
ما از این آیینه ها چون انعکاس افتاده ایم ۴
بی وقوفی های گردون شد ز ما ظاهر به خلق
بخیهٔ بیجا سعیدا بر لباس افتاده ایم ۵
شکر از یاران همین ما خودشناس افتاده ایم ۱
خامهٔ ما در ره سیل حوادث گشته راست
ما چرا بیهوده در فکر اساس افتاده ایم ۲
پای در بحر سماع ننهاده برگردیده ایم
چشم را پوشیده در چاه قیاس افتاده ایم ۳
عمرها شد روی مهر از ماهرویان رو نداد
ما از این آیینه ها چون انعکاس افتاده ایم ۴
بی وقوفی های گردون شد ز ما ظاهر به خلق
بخیهٔ بیجا سعیدا بر لباس افتاده ایم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۶ - گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۸ - عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.