هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سعیدا، بیانگر تجربیات عمیق عاشقانه و روحانی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق و عشق الهی بیان میکند. او از مفاهیمی مانند شکستن عهد، نقش دغل بر دل دیوانه، و بانگ در کعبه و ناقوس در بتخانه استفاده میکند تا نشان دهد که عشق فراتر از مرزهای مذهبی و دنیوی است. همچنین، شاعر به مفاهیم عرفانی مانند بادهٔ معنی و خرقهٔ تجرید اشاره میکند که نشاندهندهی سیر و سلوک روحانی اوست.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر استفاده شده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۵۱۳ - خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
ساغر عهد شکستیم به پیمانه زدیم ۱
صورت قلب نمودیم به هر جا رفتیم
بسکه ما نقش دغل بر دل دیوانه زدیم ۲
تا خبردار شود کافر و مؤمن از عشق
بانگ در کعبه و ناقوس به بتخانه زدیم ۳
حسن معنی بدرخشید چو با پنجهٔ فکر
گره زلف عروسان سخن شانه زدیم ۴
غیر با بی ادبی تا نه درآید این جا
قفل لب بوسه کنان بر در میخانه زدیم ۵
نه چو خورشید گذشتیم ز دار عالم
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدیم ۶
شعلهٔ شمع مپندار که آتش باشد
مشت آبی است که بر آتش پروانه زدیم ۷
فارغ از سایهٔ اقبال هما گردیدیم
خیمهٔ خویش چو بر گوشهٔ ویرانه زدیم ۸
دایم از بادهٔ معنی دل ما سرشار است
تا به لب مهر خموشی لب پیمانه زدیم ۹
قطع کردیم لباس دو جهان را از بر
بخیه بر خرقهٔ تجرید فقیرانه زدیم ۱۰
یاد می داد سعیدا ز [اثاث] فغفور
هر سفالی که در او بادهٔ رندانه زدیم ۱۱
ساغر عهد شکستیم به پیمانه زدیم ۱
صورت قلب نمودیم به هر جا رفتیم
بسکه ما نقش دغل بر دل دیوانه زدیم ۲
تا خبردار شود کافر و مؤمن از عشق
بانگ در کعبه و ناقوس به بتخانه زدیم ۳
حسن معنی بدرخشید چو با پنجهٔ فکر
گره زلف عروسان سخن شانه زدیم ۴
غیر با بی ادبی تا نه درآید این جا
قفل لب بوسه کنان بر در میخانه زدیم ۵
نه چو خورشید گذشتیم ز دار عالم
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدیم ۶
شعلهٔ شمع مپندار که آتش باشد
مشت آبی است که بر آتش پروانه زدیم ۷
فارغ از سایهٔ اقبال هما گردیدیم
خیمهٔ خویش چو بر گوشهٔ ویرانه زدیم ۸
دایم از بادهٔ معنی دل ما سرشار است
تا به لب مهر خموشی لب پیمانه زدیم ۹
قطع کردیم لباس دو جهان را از بر
بخیه بر خرقهٔ تجرید فقیرانه زدیم ۱۰
یاد می داد سعیدا ز [اثاث] فغفور
هر سفالی که در او بادهٔ رندانه زدیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۲ - خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۴ - گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.