هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناتوانی خود در بیان احساساتش در برابر معشوق دانا و بلندمرتبه سخن میگوید. او از عشق بیپاسخ، تشنگی دل برای وصال، و رازداریهایش میگوید و در نهایت به فاش شدن اسرارش توسط معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و مناسب مخاطبان نوجوان و بزرگسال است.
شماره ۵۱۷ - منم نادان تو دانایی چه گویم
منم نادان تو دانایی چه گویم
ز حال دل که بینایی چه گویم ۱
ز دست نارسا و بخت کوتاه
به پیشت سرو بالایی چه گویم ۲
دلم را جستجویت تشنه تر کرد
سحاب لطف و دریایی چه گویم ۳
تو را می خوانم و جان می کنم صرف
اگر خود بی طلب آیی چه گویم ۴
از آن لب شکوه ها دارم نهانی
برآید گر تمنایی چه گویم ۵
شکایت های چشم می پرستت
به خود هرگز نمی آیی چه گویم ۶
تو کردی در جهان اسرار ما فاش
سعیدایی سعیدایی چه گویم ۷
ز حال دل که بینایی چه گویم ۱
ز دست نارسا و بخت کوتاه
به پیشت سرو بالایی چه گویم ۲
دلم را جستجویت تشنه تر کرد
سحاب لطف و دریایی چه گویم ۳
تو را می خوانم و جان می کنم صرف
اگر خود بی طلب آیی چه گویم ۴
از آن لب شکوه ها دارم نهانی
برآید گر تمنایی چه گویم ۵
شکایت های چشم می پرستت
به خود هرگز نمی آیی چه گویم ۶
تو کردی در جهان اسرار ما فاش
سعیدایی سعیدایی چه گویم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - ما به کوی یار نالان می رویم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.