هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از تماشای زیبایی‌های جهان و رهایی از دغدغه‌های روزمره سخن می‌گوید. شاعر از دیدن زیبایی‌های طبیعت، عشق، و مستی معنوی دعوت می‌کند و به مخاطب توصیه می‌کند تا با رهایی از هشیاری معمول، به عالمی دیگر وارد شود. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و فنا در عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی اشارات به مستی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای نوجوانان جوان‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

شماره ۵۳۰ - دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن

دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
بیا و آنچه جم می دید در ساغر تماشا کن ۱

میان ابروی جانان عجب جنگی است پیوسته
کمان و تیر و تیغ و دشنه و خنجر تماشا کن ۲

در این زندان هشیاری چه خود را مبتلا داری
بیا در بزم مستان عالم دیگر تماشا کن ۳

به دل کلک خیالت هر نفس نقش دگر بندد
حساب جمع و خرج خود در این دفتر تماشا کن ۴

به هر رنگی که می داری به یکرنگی برآرم دم
چو منصورم در آتش سوز و خاکستر تماشا کن ۵

سعیدا دیده ای در خویش جانان را ولی مبهم
قدم نه پیشتر از خویش، نیکوتر تماشا کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - به حال عالم افسرده دیده ای تر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.