هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دوری از معشوق و اندوه ناشی از آن میگوید. او با استفاده از تصاویر شعری مانند سیاهی لاله، داغ هوس، و بلبل بیآشیان، احساسات خود را بیان میکند. در پایان، شاعر از مخاطب میخواهد که تلاش کند تا اثری از خود به جای بگذارد، همانطور که از بلبل ناله و از طوطی قفس باقی مانده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۵۵۷ - ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
ز من تا کوی جانان گرچه یک آواز رس مانده
ز دوری می زدم فریاد اما ناله پس مانده ۱
سیاهی لاله را بر تن نه از بخت سیه باشد
که از پیمانهٔ می در دلش داغ هوس مانده ۲
نه خال است آن که می بینی تو بر رخسارهٔ نسرین
که بر خوان نباتی ریزهٔ پای مگس مانده ۳
مرا گل بر سر شوریده بی او با چه می ماند
که گویی بلبلی بر آشیان یک مشت خس مانده ۴
سعیدا سعی کن تا از تو هم چیزی نشان ماند
که از بلبل فعان و ناله، از طوطی قفس مانده ۵
ز دوری می زدم فریاد اما ناله پس مانده ۱
سیاهی لاله را بر تن نه از بخت سیه باشد
که از پیمانهٔ می در دلش داغ هوس مانده ۲
نه خال است آن که می بینی تو بر رخسارهٔ نسرین
که بر خوان نباتی ریزهٔ پای مگس مانده ۳
مرا گل بر سر شوریده بی او با چه می ماند
که گویی بلبلی بر آشیان یک مشت خس مانده ۴
سعیدا سعی کن تا از تو هم چیزی نشان ماند
که از بلبل فعان و ناله، از طوطی قفس مانده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۶ - باز چشمش سرمه آمیز آمده
گوهر بعدی:شماره ۵۵۸ - ابروی تو را تا قلم صنع کشیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.