این شعر بیانگر استحکام و پایداری شاعر همچون کوه است. او از اتحاد و وحدت خود در ازل سخن میگوید و اشاره میکند که با وجود شکستهای عاطفی، همچنان استوار است. شاعر بار سنگین غم عشق را تحمل میکند و با وجود وابستگی به دیگری، خود را جمادی بیحرکت مانند کوه میداند. او همچنین از سر فرود نیاوردن در برابر دیگران و حفظ عزت نفس خود سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند کوه و جماد نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۵۵۹ - نیست با کس اتحادم همچو کوه
در ازل وحدت نهادم همچو کوه ۱
گر شکستی یافت از من خاطری
[مومیایی] باز دادم همچو کوه ۲
بار سنگین غم عشق تو را
بر دل مسکین نهادم همچو کوه ۳
لحن صوت من ز آواز کسی است
ورنه بی او من جمادم همچو کوه ۴
خاطر صحرا گران از من نشد
گرچه بس سنگین نهادم همچو کوه ۵
سرنکردم خم سعیدا پیش کس
گرچه از پا اوفتادم همچو کوه ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.