هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر دوگانگیهای وجودی و عشق است. شاعر از تناقضات زندگی، عشق و رنجهای آن سخن میگوید و به مخاطب هشدار میدهد که در این جهان فانی، تنها نیکی را پیشه کند. همچنین، از حیرانی در برابر جمال معشوق و پیچیدگیهای عشق صحبت میکند و در پایان، توصیه میکند که دل را به دنیا وابسته نکنیم تا از پشیمانی در امان بمانیم.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و دوگانگیهای وجودی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۷۷ - گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
شوم قربانت ای بدخو که هم اینی و هم آنی ۱
بجز نیکی مکن زینهار در عالم دگر کاری
که روزی چند در این خانهٔ ویرانه مهمانی ۲
چسان فردا توانی دید خورشید جمالش را
که چون نرگس به روی گلرخان امروز حیرانی ۳
گره شد در خم زلفش زبان شانه از گفتن
که را دستی که گوید حرف با جمع پریشانی؟ ۴
در این ره زینهار ای دل تعلق کمترک بهتر
سعیدا رخت هستی باشدت بار پشیمانی ۵
شوم قربانت ای بدخو که هم اینی و هم آنی ۱
بجز نیکی مکن زینهار در عالم دگر کاری
که روزی چند در این خانهٔ ویرانه مهمانی ۲
چسان فردا توانی دید خورشید جمالش را
که چون نرگس به روی گلرخان امروز حیرانی ۳
گره شد در خم زلفش زبان شانه از گفتن
که را دستی که گوید حرف با جمع پریشانی؟ ۴
در این ره زینهار ای دل تعلق کمترک بهتر
سعیدا رخت هستی باشدت بار پشیمانی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۶ - کریمان را چه شد یارب کریمی
گوهر بعدی:شماره ۵۷۸ - ز بس این تن پرستان کرده خم گردن به آسانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.