هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، دلبستگی، و احساسات خود سخن میگوید. او از نگاه معشوق، جور و جفای عشق، و تأثیر آن بر روح و روان خود مینالد. همچنین، اشارهای به زیبایی معشوق و ناتوانی در تحمل این جمال دارد. در پایان، شاعر به عظمت عشق و جایگاه آن در جهان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۵۸۰ - ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
نگاه بر طرفی رفته و دلم جایی ۱
چسان به کار دگر رو کنم که کس نشنید
به دست دور زمان غیر جام و مینایی ۲
همین نه جور و جفا کار دلبری است و بس
که گاه ناز و عتاب و گهی دل آسایی ۳
رسیده است به جایی نزاکت طبعم
که چون نسیم ز خود می روم به ایمایی ۴
چو تار و پود محبت به عمر پیچیده است
مراست بر سر زلف تو طرفه سودایی ۵
گرفتم آن که نماید جمال خود لیکن
که راست طاقت نظاره ای تماشایی؟ ۶
ز رنگ و خوی تو پیداست هر که را چشم است
که آفتاب نهادی و ماه سیمایی ۷
چه غم ز درد دلم گر خبر نمی گیری
همین بس است که در جمله حال، دانایی ۸
چه مور و پشه که در کارخانهٔ عالم
به کوی عشق ندیدم کم از سعیدایی ۹
نگاه بر طرفی رفته و دلم جایی ۱
چسان به کار دگر رو کنم که کس نشنید
به دست دور زمان غیر جام و مینایی ۲
همین نه جور و جفا کار دلبری است و بس
که گاه ناز و عتاب و گهی دل آسایی ۳
رسیده است به جایی نزاکت طبعم
که چون نسیم ز خود می روم به ایمایی ۴
چو تار و پود محبت به عمر پیچیده است
مراست بر سر زلف تو طرفه سودایی ۵
گرفتم آن که نماید جمال خود لیکن
که راست طاقت نظاره ای تماشایی؟ ۶
ز رنگ و خوی تو پیداست هر که را چشم است
که آفتاب نهادی و ماه سیمایی ۷
چه غم ز درد دلم گر خبر نمی گیری
همین بس است که در جمله حال، دانایی ۸
چه مور و پشه که در کارخانهٔ عالم
به کوی عشق ندیدم کم از سعیدایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۹ - میزان عدالت بودی دی زلف سمن سایی
گوهر بعدی:شماره ۵۸۱ - در حریم دل من شمع شب افروز تویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.