هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که در قالب تشبیهات زیبا مانند شمع، چمن و باغ بهار، نوروز، ابرو و مژگان، زلف، و یار مستانه توصیف شده است. شاعر معشوق را منبع نور، شادی، و گرمی دل خود میداند و تنها او را محرم راز و دلسوز خود میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۸۱ - در حریم دل من شمع شب افروز تویی
در حریم دل من شمع شب افروز تویی
چمن و باغ بهار من و نوروز تویی ۱
چاک زد سینه ام ابرو چو به مژگان گفتم
ای سیه تاب مگر ناوک دلدوز تویی ۲
کیست دایم که به آن گوش سخن می گوید
جز تو ای زلف که هندوی بدآموز تویی ۳
یار مستانه گذر کرد به رویش گفتم
می شنیدیم ز دل آتش جانسوز تویی ۴
می رسد ناز کنی بر همه اندام ای چشم
که در این معرکه یک صفدر فیروز تویی ۵
دل به غیر تو سعیدا ندهد در عالم
که در این خانه همین محرم دلسوز تویی ۶
چمن و باغ بهار من و نوروز تویی ۱
چاک زد سینه ام ابرو چو به مژگان گفتم
ای سیه تاب مگر ناوک دلدوز تویی ۲
کیست دایم که به آن گوش سخن می گوید
جز تو ای زلف که هندوی بدآموز تویی ۳
یار مستانه گذر کرد به رویش گفتم
می شنیدیم ز دل آتش جانسوز تویی ۴
می رسد ناز کنی بر همه اندام ای چشم
که در این معرکه یک صفدر فیروز تویی ۵
دل به غیر تو سعیدا ندهد در عالم
که در این خانه همین محرم دلسوز تویی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۰ - ز خویش برده مرا چشم باده پیمایی
گوهر بعدی:شماره ۵۸۲ - واقف از زاده و نزاده تویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.