هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به بیان اسرار عشق و رابطه عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از ناگفتنیهای عشق، پیوند با معشوق، و حالات روحانی و عرفانی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند پنهان و آشکار، وحدت وجود، و مستی عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی عشق و مفاهیم انتزاعی ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۲۱۲ - اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت
اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت
این گنج نه گنجیست گه با مار توان گفت ۱
در غار جهان عاشق یاریم و نزاریم
در غار جهان قصه آن یار توان گفت ۲
پیدای او پیدا، در وجه خفا نیست
سرش بنهان خانه اسرار توان گفت ۳
چون جعد برانداخت نگارین گره موی
با او سخن خرقه و زنار توان گفت ۴
چون قطره ز دریا شد و وا گشت بدریا
با او صفت قلزم زخارتوان گفت ۵
خواجه نه چنان مست و خرابست که امروز
بااو سخن مردم هشیار توان گفت ۶
قاسم،همگی دهشت عشقست درین راه
گر در صف آن یار ز دیدار توان گفت ۷
این گنج نه گنجیست گه با مار توان گفت ۱
در غار جهان عاشق یاریم و نزاریم
در غار جهان قصه آن یار توان گفت ۲
پیدای او پیدا، در وجه خفا نیست
سرش بنهان خانه اسرار توان گفت ۳
چون جعد برانداخت نگارین گره موی
با او سخن خرقه و زنار توان گفت ۴
چون قطره ز دریا شد و وا گشت بدریا
با او صفت قلزم زخارتوان گفت ۵
خواجه نه چنان مست و خرابست که امروز
بااو سخن مردم هشیار توان گفت ۶
قاسم،همگی دهشت عشقست درین راه
گر در صف آن یار ز دیدار توان گفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - دیدمش دوش که :سرمست و خرامان میرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.