هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند عشق، رندی، دیوانگی، و ناتوانی عقل در درک حالات عاشقانه می‌پردازد. شاعر از سودای یار و بی‌خبری عقل از عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عاشقان و رندان راهی جز تسلیم در برابر عشق ندارند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین مانند رندی و دیوانگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۱۶ - سرمایه سعادت ما در دیار بود

سرمایه سعادت ما در دیار بود
ورنه بسعی ما گره از کار کی گشود؟ ۱

دردست هرچه هست،که این درد چاره ساز
باجان آدمی بمثل آتشست و عود ۲

رندی،که ره بکوی خرابات عشق برد
جان را ز دست محنت ایام در ربود ۳

بگشای رخ،که دیر شدست انتظار ما
تاجان بران جمال فشانیم زود زود ۴

از حال عشق عقل ندانست شمه ای
خود را هزار بار بدین حالت آزمود ۵

باعقل خواجه گونه بگویید:کای سلیم
سودای یار و آنگه فکر زیان و سود؟ ۶

شیدا و رند و عاشق و دیوانه گشت و مست
هر کس ز عشق بازی قاسم سخن شنود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۵ - ساقیا،نور صبح روی نمود
گوهر بعدی:شماره ۳۱۷ - صدبار فکر کردم و صد راه آزمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.