هوش مصنوعی: شاعر در این متن از جستجوی طولانی برای یافتن دوست می‌گوید و بیان می‌کند که پس از دیدن چهرهٔ او، به آرامش و سعادت رسیده است. او از رنج‌های عشق و غم‌هایش سخن می‌گوید، اما در نهایت، دیدار معشوق را نعمتی بزرگ می‌داند که باعث سعادت و شهادت او شده است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۴۶۵ - ما در طلب دوست فراوان بدویدیم

ما در طلب دوست فراوان بدویدیم
بسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم ۱

تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاد
از دولت دیدار تو بر عرش پریدیم ۲

ما روی تو دیدم درین دیر کهنسال
المنة الله که نمردیم و بدیدیم ۳

در دست غمت بی دل و بیچاره و صبریم
وز جور غمت جامه بصد پاره دریدیم ۴

بیچاره بماندیم، چنین واله و حیران
چون ذکر تو از کعبه و بت خانه شنیدیم ۵

چون روی تو دیدیم بگفتیم شهادت
المنة الله که سعیدیم و شهیدیم ۶

چون قاسم بیچاره ترا دید درین راه
ما پیر کمالیم و مرادیم و مریدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.