هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از حالات عاشقی، شوق، حیرت و فنا در راه عشق سخن میگوید. او از دوستی با نامهای بوالعلا و بوالحسن یاد میکند و به زیباییهای معنوی و عرفانی اشاره دارد. شاعر همچنین از نیاز به می (نماد شراب عرفانی) و رسیدن به مرحله فنا در عشق الهی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و میتواند نیاز به توضیح برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
شماره ۴۸۹ - بر سر راهم بدید و گفت:«هی سن کیم سن؟»
بر سر راهم بدید و گفت:«هی سن کیم سن؟»
گفتم: ای جان و جهان، هم بوالعلا، هم بوالحسن ۱
بوالعلا یعنی رفیع القدر عالی منزلت
خود چه باشد بوالحسن؟ یعنی حسن اندر حسن ۲
هم حسن، هم بوالحسن حیران آن روی نکوست
هرچه بینی دوست را بین، در خفا و در علن ۳
گر نمیدانی که سر عاشقی چبود؟ بدان :
مرکب جان را میان کفر و ایمان تاختن ۴
غرقه دریای شوقم آبم از سر در گذشت
چاره دل را نمیدانم، زهی بیچاره من! ۵
ساقیا، یک جام می بر جان سر مستم فشان
یا از آن خم مصفا، یا از آن دردی دن ۶
تیغ را برداشت تا بر جان زند، گفتم که: جان
از اجل دورست، آن بر جان مزن، بر جامه زن ۷
جان و دل را در گرو کن، تا شوی مقبول عشق
واستان از ساقی جان باده های ذوالمنن ۸
قاسمی، چون شیوه مردان حق راه فناست
فانی مطلق چو گشتی، از فنا هم دم مزن ۹
گفتم: ای جان و جهان، هم بوالعلا، هم بوالحسن ۱
بوالعلا یعنی رفیع القدر عالی منزلت
خود چه باشد بوالحسن؟ یعنی حسن اندر حسن ۲
هم حسن، هم بوالحسن حیران آن روی نکوست
هرچه بینی دوست را بین، در خفا و در علن ۳
گر نمیدانی که سر عاشقی چبود؟ بدان :
مرکب جان را میان کفر و ایمان تاختن ۴
غرقه دریای شوقم آبم از سر در گذشت
چاره دل را نمیدانم، زهی بیچاره من! ۵
ساقیا، یک جام می بر جان سر مستم فشان
یا از آن خم مصفا، یا از آن دردی دن ۶
تیغ را برداشت تا بر جان زند، گفتم که: جان
از اجل دورست، آن بر جان مزن، بر جامه زن ۷
جان و دل را در گرو کن، تا شوی مقبول عشق
واستان از ساقی جان باده های ذوالمنن ۸
قاسمی، چون شیوه مردان حق راه فناست
فانی مطلق چو گشتی، از فنا هم دم مزن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - بیا، بیا، که فقیریم و خاکسار توییم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - بصلاح آمد از اوصاف خدای ذوالمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.