هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی، و اهمیت ادب در مسیر عرفان می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند «فوز النجات» (رستگاری)، عشق به معشوق حقیقی، و سوختن در آتش محبت سخن می‌گوید. همچنین، به چالش‌های راه عشق مانند جور حبیب و طعن رقیب اشاره می‌کند و در نهایت بر بی‌نشان بودن معشوق حقیقی تأکید دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «باده قدس» و «سوختن در آتش محبت» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند تفسیر باشد.

شماره ۵۲۱ - «فوز النجات » می طلبی؟ جام می ستان

«فوز النجات » می طلبی؟ جام می ستان
بستان و خوش بنوش، بشادی دوستان ۱

«فوز النجات » گم شد و گمره شد آن فقیه
«فوز النجات » باده قدسست جاودان ۲

ای دل، نگاه دار ادب در طریق عشق
تا بی صفا نمانی از ذوق صوفیان ۳

در مسکن عجیب، که جای نشست نیست
بر بند بار خود، که برفتند کاروان ۴

این کاروان عشق، که خوش میرود بشوق
با دوست می روند عنان در پی عنان ۵

ما گم شدیم در صفت «حی لایموت »
از بی خبر خبر طلب، از بی نشان نشان ۶

یک شعله زد محبت و عشاق را بسوخت
کردند ترک خویشتن و ترک خان و مان ۷

اسرار عشق را، که نگویند با کسی
رمزیست بر کناره و سریست در میان ۸

جور حبیب و طعن رقیب و جفای چرخ
زین قصه دوستان همه گویند داستان ۹

جورم مکن، رقیب، که از حد گذشت جور
دل جور هیچ کس نکشد، غیر دلستان ۱۰

قاسم،کجا رسی بوصالش؟ عجب مدار
او شاه بی نشان و تو با نام و با نشان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - عشق و معشوق و عاشق حیران
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - «کن فکان » جان را خبر گوید ز «کان »
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.