هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و فداکاری است که شاعر حاضر به هرگونه ایثار و گذشت برای معشوق است. او از زخم شمشیر معشوق نمی‌هراسد و جان خود را فدا می‌کند. شاعر به عشق بی‌قید و شرط اشاره می‌کند و نشانه‌های عاشقی را وداع با جان و دل و ترک همه چیز می‌داند. همچنین، جوانمردی را بارور کردن درخت عرفان با حکمت می‌خواند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و ایثار ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.

شماره ۵۳۸ - مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن

مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن
بپیش زخم شمشیر تو باید جان سپرکردن ۱

اگرچه سر نهم بر خاک پیش رهروان تو
ولی با منکران ره نخواهم سربسر کردن ۲

نگویم از دل و از جان بپیش روی آن جانان
که عاشق را نمی شاید حدیث مختصر کردن ۳

بسر گردان چو پرگارم ولی امید می دارم
میان زلف و رخسارت شبانروزی بسر کردن ۴

بپیش شمع رخسارت چو پروانه برقص آیم
ببازم جان شیرین را، توانم این قدر کردن ۵

نشان عاشقی چبود؟ اگر دانی یقین دانی
وداع جان و دل گفتن، بترک پا و سر کردن ۶

وداع آرزوها کن، پس آنگه رو سوی ما کن
ز شهر تن بملک جان اگر خواهی سفر کردن ۷

جوانمردی چه میباشد؟ بآیین طلب کاران
درخت باغ عرفان را بحکمت بارور کردن ۸

اگر عاشق شدی، قاسم، نشان عاشقی چبود؟
بیک دم ملک هستی را همه زیر و زبر کردن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۷ - چه باشد شیوه عاشق؟ بمعشوقان نظر کردن
گوهر بعدی:شماره ۵۳۹ - خواهی به جهان شوری، بنیاد قیامت کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.