هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از حالات درونی خود مانند عشق، حیرت، و مستی روحانی سخن میگوید. او از دوست خود به عنوان موجودی جذاب و پررمزوراز یاد میکند و از زاهدانی که طبع موزون ندارند، انتقاد میکند. شاعر همچنین به دنبال دانش و قابلیت از حضرت حق است و روزی افزون را آرزو میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'مستی' و 'مجنون' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوانتر داشته باشد.
شماره ۵۴۶ - جگر گرمست و آهم سرد و دل خون
جگر گرمست و آهم سرد و دل خون
خرد آشفته و جان مست و مجنون ۱
بدور دوست خوش حالیم و فارغ
ز ملک خسرو و گنج فریدون ۲
بهرجا در جهان جان و دلی هست
بران زلف پریشانست مفتون ۳
ز حضرت قابلیت جوی و دانش
که هرچند روز افزون روزی افزون ۴
از آن زاهد نگوید قصه عشق
که ابله را نباشد طبع موزون ۵
شدم در وصف او حیران، چه گویم؟
که هر دم جلوه ای دارد دگرگون ۶
همیشه جان قاسم میل دارد
بدان زلف سیاه و چشم میگون ۷
خرد آشفته و جان مست و مجنون ۱
بدور دوست خوش حالیم و فارغ
ز ملک خسرو و گنج فریدون ۲
بهرجا در جهان جان و دلی هست
بران زلف پریشانست مفتون ۳
ز حضرت قابلیت جوی و دانش
که هرچند روز افزون روزی افزون ۴
از آن زاهد نگوید قصه عشق
که ابله را نباشد طبع موزون ۵
شدم در وصف او حیران، چه گویم؟
که هر دم جلوه ای دارد دگرگون ۶
همیشه جان قاسم میل دارد
بدان زلف سیاه و چشم میگون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۵ - عید و بر قندان تویی، ای جان جان جان من
گوهر بعدی:شماره ۵۴۷ - دل آشفته دارم، چشم پر خون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.