هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از فریدالدین عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او خود را همچون پروانه‌ای می‌داند که به دور شمع وجود معشوق می‌گردد و از سوختن و فنا شدن در این راه هراسی ندارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را در این راه یاری کند و از سرافرازی و غرور دوری کند. او همچنین از وصال معشوق در خواب سخن می‌گوید و از غم‌های ناشی از دوری معشوق شکوه می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵ - سوختی جانم چه می‌سازی مرا

سوختی جانم چه می‌سازی مرا
بر سر افتادم چه می‌تازی مرا ۱

در رهت افتاده‌ام بر بوی آنک
بوک برگیری و بنوازی مرا ۲

لیک می‌ترسم که هرگز تا ابد
برنخیزم گر بیندازی مرا ۳

بندهٔ بیچاره گر می‌بایدت
آمدم تا چاره‌ای سازی مرا ۴

چون شدم پروانهٔ شمع رخت
همچو شمعی چند بگدازی مرا ۵

گرچه با جان نیست بازی درپذیر
همچو پروانه به جانبازی مرا ۶

تو تمامی من نمی‌خواهم وجود
وین نمی‌باید به انبازی مرا ۷

سر چو شمعم بازبر یکبارگی
تا کی از ننگ سرافرازی مرا ۸

دوش وصلت نیم شب در خواب خوش
کرد هم خلوت به دمسازی مرا ۹

تا که بر هم زد وصالت غمزه‌ای
کرد صبح آغاز غمازی مرا ۱۰

چو ز تو آواز می‌ندهد فرید
تا دهی قرب هم آوازی مرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴ - گفتم اندر محنت و خواری مرا
گوهر بعدی:غزل ۶ - گر سیر نشد تو را دل از ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.