هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق الهی و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. او از دل‌هایی که از عشق سیر نمی‌شوند و در آتش عشق می‌سوزند، صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که رنج‌های عشق، گنج‌های پنهان را آشکار می‌کنند. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از عشق فرار نکند، حتی اگر این عشق همراه با رنج باشد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فلسفی و عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶ - گر سیر نشد تو را دل از ما

گر سیر نشد تو را دل از ما
یک لحظه مباش غافل از ما ۱

در آتش دل به سر همی گرد
مانندهٔ مرغ بسمل از ما ۲

تر می‌گردان به خون دیده
هر روز هزار منزل از ما ۳

چون ابر بهاری می‌گری زار
تا خاک ز خون کنی گل از ما ۴

آخر به چه میل همچو خامان
گه گاه بگیردت دل از ما ۵

یا در غم ما تمام پیوند
یا رشتهٔ عشق بگسل از ما ۶

مگریز ز ما اگرچه نامد
جز رنج و بلات حاصل از ما ۷

کز هر رنجی گشاده گردد
صد گنج طلسم مشکل از ما ۸

عطار در این مقام چون است
دیوانهٔ عشق و عاقل از ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵ - سوختی جانم چه می‌سازی مرا
گوهر بعدی:غزل ۷ - بار دگر شور آورید این پیر درد آشام را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.