هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از عطار نیشابوری، عشق و سوزش درونی شاعر را به تصویر می‌کشد. او از عشق به معشوق الهی سخن می‌گوید که مانند شمع و پروانه، تمام وجودش را سوزانده است. عشق او چنان شدید است که حتی مفاهیمی مانند کفر و ایمان نیز در آن می‌سوزند و از بین می‌روند. شاعر در نهایت به جایی می‌رسد که نه هستی دارد و نه نیستی، و همه چیز در آتش عشق الهی سوخته است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند سوزش عشق الهی و از بین رفتن مرزهای کفر و ایمان، برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

غزل ۲۲ - عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت

عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت
مرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوخت ۱

عشقش آتش بود کردم مجمرش از دل چو عود
آتش سوزنده بر هم عود و هم مجمر بسوخت ۲

زآتش رویش چو یک اخگر به صحرا اوفتاد
هر دو عالم همچو خاشاکی از آن اخگر بسوخت ۳

خواستم تا پیش جانان پیشکش جان آورم
پیش دستی کرد عشق و جانم اندر بر بسوخت ۴

نیست از خشک و ترم در دست جز خاکستری
کاتش غیرت درآمد خشک و تر یکسر بسوخت ۵

دادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به باد
برق استغنا بجست از غیب و خاکستر بسوخت ۶

گفتم اکنون ذره‌ای دیگر بمانم گفت باش
ذرهٔ دیگر چه باشد ذره‌ای دیگر بسوخت ۷

چون رسید این جایگه عطار نه هست و نه نیست
کفر و ایمانش نماند و مؤمن و کافر بسوخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۸۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱ - تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت
گوهر بعدی:غزل ۲۳ - آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.