هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق عمیق و سوزان شاعر به معشوق است. شاعر از دشواریهای عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و اشاره میکند که از ازل، جانش به عشق معشوق گرایش داشته است. او همچنین از رسیدن به وصال بیوصف معشوق و سردرگمی عقل در این راه سخن میگوید. در نهایت، شاعر خود را مانند مرغی نیمجان توصیف میکند که در دام عشق گرفتار شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷ - تا که عشق تو حاصل افتادست
تا که عشق تو حاصل افتادست
کار ما سخت مشکل افتادست ۱
آب از دیدهها از آن باریم
کاتش عشق در دل افتادست ۲
در ازل پیش از آفرینش جسم
جان به عشق تو مایل افتادست ۳
جان نه تنهاست عاشق رویت
پای دل نیز در گل افتادست ۴
سالکان یقین روی تو را
بارگاه تو منزل افتادست ۵
من رسیدم به وصل بی وصفت
عقل را رای باطل افتادست ۶
کس نگوید که این چرا وز چیست
زانکه این سر مشکل افتادست ۷
فتنه عطار در جهان افکند
چاه، ماروت بابل افتادست ۸
دل عطار بر دلت مثلی
مرغکی نیم بسمل افتادست ۹
کار ما سخت مشکل افتادست ۱
آب از دیدهها از آن باریم
کاتش عشق در دل افتادست ۲
در ازل پیش از آفرینش جسم
جان به عشق تو مایل افتادست ۳
جان نه تنهاست عاشق رویت
پای دل نیز در گل افتادست ۴
سالکان یقین روی تو را
بارگاه تو منزل افتادست ۵
من رسیدم به وصل بی وصفت
عقل را رای باطل افتادست ۶
کس نگوید که این چرا وز چیست
زانکه این سر مشکل افتادست ۷
فتنه عطار در جهان افکند
چاه، ماروت بابل افتادست ۸
دل عطار بر دلت مثلی
مرغکی نیم بسمل افتادست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶ - چون کنم معشوق عیار آمدست
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - این گره کز تو بر دل افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.