هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از یک باغ گلستانی و معشوقی زیبا صحبت میکند که مانند خورشید میدرخشد اما از دید نامحرمان پنهان است. شاعر از عشق و زیبایی معشوق میگوید و آرزو میکند که زمانی را با او بگذراند. همچنین، از زبان شیرین و زیبایی معشوق تعریف میکند و در نهایت به عشق و فداکاری در راه عشق اشاره میکند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، زبان و ساختار شعر ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۸ - و له ایضا
مرا در موردستان گلستانی است
که گل چون روی او در گلستان نیست ۱
دلم بربود و جانم زنده گردد
اگر آید برم، کآرام جانی است ۲
رخش باشد چو خورشید آشکارا
ولی از چشم نامحرم نهانی است ۳
اگر طوطی سخن گوید ز شکر
بر گفتار او شیرین زبانی است ۴
چو روی مه وشت گلزار خوبی است
چو قد دلکشت سرو روانی است ۵
بیا آخر زمانی در بر من
که ترک جان کنم کآخر زمانی است ۶
برو حیدر به کوی عشقبازان
به ترک جان بگو چون دلستانی است ۷
که گل چون روی او در گلستان نیست ۱
دلم بربود و جانم زنده گردد
اگر آید برم، کآرام جانی است ۲
رخش باشد چو خورشید آشکارا
ولی از چشم نامحرم نهانی است ۳
اگر طوطی سخن گوید ز شکر
بر گفتار او شیرین زبانی است ۴
چو روی مه وشت گلزار خوبی است
چو قد دلکشت سرو روانی است ۵
بیا آخر زمانی در بر من
که ترک جان کنم کآخر زمانی است ۶
برو حیدر به کوی عشقبازان
به ترک جان بگو چون دلستانی است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷ - و له ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹ - و له ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.