هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق و فنا در عشق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که تمام شور و شیدایی‌های جهان ناشی از عشق به معشوق است و در این راه، فنا شدن در عشق را سرمایه‌ای برای جاودانگی می‌داند. او از مستی و بی‌خودی در عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق راهی است که تنها رهروان آن را درک می‌کنند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸۱ - هر شور وشری که در جهان است

هر شور وشری که در جهان است
زان غمزهٔ مست دلستان است ۱

گفتم لب اوست جان، خرد گفت
جان چیست مگو چه جای جان است ۲

وصفش چه کنی که هرچه گویی
گویند مگو که بیش از آن است ۳

غمهاش به جان اگر فروشند
می‌خر که هنوز رایگان است ۴

در عشق فنا و محو و مستی
سرمایهٔ عمر جاودان است ۵

در عشق چو یار بی نشان شو
کان یار لطیف بی‌نشان است ۶

تو آینهٔ جمال اویی
و آیینهٔ تو همه جهان است ۷

ای ساقی بزم ما سبک‌خیز
می‌ده که سرم ز می گران است ۸

در جام جهان نمای ما ریز
آن باده که کیمیای جان است ۹

ای مطرب ساده ساز بنواز
کامشب شب بزم عاشقان است ۱۰

از رفته و نامده چه گویم
چون حاصل عمرم این زمان است ۱۱

ما را سر بودن جهان نیست
ما را سر یار مهربان است ۱۲

این کار نه کار توست خاموش
کین راه به پای رهروان است ۱۳

کاری است بزرگ راه عطار
وین کار نه بر سر زبان است ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۱۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰ - خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
گوهر بعدی:غزل ۸۲ - تا چشم برندوزی از هرچه در جهان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.