هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و فنا در عرفان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق به معشوق حقیقی (خدا) بیکران است و جستجوی نشانههای او در دنیای مادی بیفایده است. او تأکید میکند که برای رسیدن به حقیقت، باید از خود و تعلقات دنیوی گذشت و به فنا در عشق رسید. همچنین، شاعر به ناپایداری دنیا و توهمات انسانی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که تنها با رهایی از این توهمات میتوان به حقیقت دست یافت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و گذر از خود ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و ناملموس باشد.
غزل ۸۲ - تا چشم برندوزی از هرچه در جهان است
تا چشم برندوزی از هرچه در جهان است
در چشم دل نیاید چیزی که مغز جان است ۱
در عشق درد خود را هرگز کران نبینی
زیرا که عشق جانان دریای بیکران است ۲
تا چند جویی آخر از جان نشان جانان
در باز جان و دل را کین راه بی نشان است ۳
تا کی ز هستی تو کز هستی تو باقی
گر نیست بیش مویی صد کوه در میان است ۴
هر جان که در ره آمد لاف یقین بسی زد
لیکن نصیب جان زان پندار یا گمان است ۵
اندیشه کن تو با خود تا در دو کون هرگز
یک قطره آب تیره دریا کجا بدان است ۶
رند شراب خواره، چون مست مست گردد
گوید که هر دو عالم در حکم من روان است ۷
لیکن چو باهش آید در خود کند نگاهی
حالی خجل بماند داند که نه چنان است ۸
عطار مست عشقی از عشق چند لافی
گر طالبی فنا شو مطلوب بس عیان است ۹
در چشم دل نیاید چیزی که مغز جان است ۱
در عشق درد خود را هرگز کران نبینی
زیرا که عشق جانان دریای بیکران است ۲
تا چند جویی آخر از جان نشان جانان
در باز جان و دل را کین راه بی نشان است ۳
تا کی ز هستی تو کز هستی تو باقی
گر نیست بیش مویی صد کوه در میان است ۴
هر جان که در ره آمد لاف یقین بسی زد
لیکن نصیب جان زان پندار یا گمان است ۵
اندیشه کن تو با خود تا در دو کون هرگز
یک قطره آب تیره دریا کجا بدان است ۶
رند شراب خواره، چون مست مست گردد
گوید که هر دو عالم در حکم من روان است ۷
لیکن چو باهش آید در خود کند نگاهی
حالی خجل بماند داند که نه چنان است ۸
عطار مست عشقی از عشق چند لافی
گر طالبی فنا شو مطلوب بس عیان است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - هر شور وشری که در جهان است
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - عشق تو قلاوز جهان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.