هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و عرفان میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، معشوق، عارف، و سلوک عرفانی سخن میگوید و تأکید میکند که عشق حقیقی فراتر از دنیای مادی است و تنها راه رسیدن به حقیقت است. همچنین، شاعر به وحدت وجود و یگانگی همه چیز در عشق الهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و ناملموس باشد.
غزل ۹۴ - هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
تا به دم صور مست درد مغانه است ۱
ور به دم صور باهش آید ازین می
نیست مبارز مخنث بن خانه است ۲
بر محک دیرخانه ناسره آید
هر که گمان میبرد که شیر ژیان است ۳
در بن این دیر درس عشق که گوید
آنکه ز کونین بی نشان و نشانه است ۴
هر که دلی شاخ شاخ یافت چو شانه
سالک آن زلف شاخ شاخ چو شانهاست ۵
بر سر جمعی که بحر تشنهٔ آنهاست
هرچه رود جز حدیث عشق فسانه است ۶
عاشق ره را هزار گونه جنیبت
در پس و در پیش این طریق روانه است ۷
عشق که اندر خزانهٔ دو جهان نیست
در بن صندوق سینه کنج خزانه است ۸
چون رخ معشوق را نه شبه و نه مثل است
سلطنت عشق را نه سر نه کرانه است ۹
چشمه و کاریز و جوی و بحر یک آب است
عاشق و معشوق و عشق هر سه بهانه است ۱۰
ذره اگر بیعدد به راه برآید
ذره که باشد چو آفتاب عیان است ۱۱
هر دو جهان دام و دانه است ولیکن
دیده و دل را وجود دام چو دانه است ۱۲
تا که زبانم به نطق عشق درآمد
در دل عطار صد هزار زبانه است ۱۳
تا به دم صور مست درد مغانه است ۱
ور به دم صور باهش آید ازین می
نیست مبارز مخنث بن خانه است ۲
بر محک دیرخانه ناسره آید
هر که گمان میبرد که شیر ژیان است ۳
در بن این دیر درس عشق که گوید
آنکه ز کونین بی نشان و نشانه است ۴
هر که دلی شاخ شاخ یافت چو شانه
سالک آن زلف شاخ شاخ چو شانهاست ۵
بر سر جمعی که بحر تشنهٔ آنهاست
هرچه رود جز حدیث عشق فسانه است ۶
عاشق ره را هزار گونه جنیبت
در پس و در پیش این طریق روانه است ۷
عشق که اندر خزانهٔ دو جهان نیست
در بن صندوق سینه کنج خزانه است ۸
چون رخ معشوق را نه شبه و نه مثل است
سلطنت عشق را نه سر نه کرانه است ۹
چشمه و کاریز و جوی و بحر یک آب است
عاشق و معشوق و عشق هر سه بهانه است ۱۰
ذره اگر بیعدد به راه برآید
ذره که باشد چو آفتاب عیان است ۱۱
هر دو جهان دام و دانه است ولیکن
دیده و دل را وجود دام چو دانه است ۱۲
تا که زبانم به نطق عشق درآمد
در دل عطار صد هزار زبانه است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳ - بت ترسای من مست شبانه است
گوهر بعدی:غزل ۹۵ - ای به وصفت گمشده هرجان که هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.